تبليغاتX
سوخته دلان


عشق

حاشیه انسان بر کتاب آفرینش است؛
عشق, خلاصه جهان است؛
عشق, چکیده ذرات و شیره کائنات است؛
عشق, پاسخ مبهم انسان به ابدیت است؛
عشق, جوابیه خدا به شیطان است؛

عشق, انفارکتوس تدریجی محبت است؛
عشق, سرطان دوست داشتن است؛
عشق, خرید و فروش پایاپای عاشق و معشوقست؛
عشق, پیغامیست که پرستوها به سرزمینهای دیگر میبرند؛
عشق, لک لکیست که روی درخت خاطرات ما لانه دارد؛
عشق, پنجره ایست که ما از آن ازدحام جهان را تفسیر می کنیم؛
عشق, چهارده سالگی تحیر ماست؛
عشق, اولین آهیست که در آینه کشیده ایم؛
عشق, همان حالتیست که مارا به موزه میبرد؛
عشق, همان فعل و انفعالیست که در برابر گل سرخ به ما دست میدهد؛
عشق, همه آغوشهائیست که انسانها بر یکدیگر گشوده اند؛
عشق, حاصلضرب همه تندیسهای الهی در نگاه ماست؛
عشق, دل ماست تقسیم بر همه زیبائیها؛
عشق, محلیست که دوست داریم از آن عبور کنیم؛
عشق, دوچرخه ایست که باآن از جاده های کوهستانی ییلاق گذشتیم؛
عشق, اولین کت وشلوارما در شب خودآگاهیست؛
عشق, اولین حقوق ما ازباجه معرفت است؛
عشق, عقد دائمی ما با غربت است؛
عشق, شب نامزدی ما با جدائیست؛


 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 20:15 توسط _ نادر |

بازم نیومدی

عاشق و مجنونت شدم .

نحونده مهمونت شدم .

كلي پريشونت شدم .

اما بازم نيومدي .

قهوۀ فنجونت شدم .

شمع تو شمعدونت شدم .

خاك تو گلدونت شدم .

اما بازم نيومدي .

برف زمستونت شدم .

رسوا و حيرونت شدم .

چك چك ناودونت شدم .

اما بازم نيومدي .

افتاب و بارونت شدم .

اشكاي غلتونت شدم .

عطر گلابدونت شدم .

اما بازم نيومدي .

ماه تو ايوونت شدم .

خراب و ويرونت شدم .

گل گلستونت شدم .

اما بازم نيومدي .

سه ماه تابستونت شدم .

الوند و كارونت شدم .

دشتاي ايرونت شدم .

اما بازم نيومدي .

دنا و هامونت شدم .

نزديكتر از جونت شدم .

رگت شدم خونت شدم .

اما بازم نيومدي .

خادم ودربونت شدم .

اسير زندونت شدم .

گلاب كاشونت شدم .

اما بازم نيومدي .

يه جوري مديونت شدم .

سنگ خيابونت شدم .

راهي ميدونت شدم .

اما بازم نيومدي .

تو سختي آسونت شدم .

تو دردا درمونت شدم .

ناجي پنهونت شدم .

اما بازم نيومدي .

لباس و سامونت شدم .

سارق ايمونت شدم .

چشماي گريونت شدم .

اما بازم نيومدي .

لباي خندونت شدم .

گشنه شدي نونت شدم .

آب فراوونت شدم .

اما بازم نيومدي .

هميشه ممنونت شدم .

من نيه چوپونت شدم .

آب تو بيابونت شدم .

اما بازم نيومدي .

شعراي ارزونت شدم .

عمري غزلخونت شدم .

تسليم قانونت شدم .

اما بازم نيومدي .

كشتۀ مژگونت شدم .

هلاك چشمونت شدم .

رفتم و قربونت شدم .

اما بازم نيومدي .

رفتم و قربونت شدم .

اما بازم نيومدي .

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 23:43 توسط _ نادر |

سیمای حضرت مهدی (عج)

 

سیمای ملکوتی حضرت مهدی (علیه السلام) :

حضرت رسول اکرم در این باره فرموده اند :

« مهدی از نسل من است ، سیمایش چون ماه تابان چهره اش گرد و درخشان ، رنگش عربی است ... .»

« موهایش پر پشت ، دندان های ثنایایش براق و از هم جدا ، پیشانی مبارکش باز و درخشان است ... .»

« مهدی طاووس اهل بهشت است ، چهره اش مانند می درخشد ، بر بدن مبارکش جامه هایی از نور است ،

بر او چنان جامه های نورانی است که بوسیلۀ شعاع نور حق ، پرتو افشانی می کند ، قامتش نه زیاد بلند و

نه زیاد کوتاه ، بلکه متوسط القامت است و سر مبارکش گرد و بر گونۀ راستش خال سیاهی چون پاره ای

از مُشک بر زمینه ای عنبرین است .»

« برای حضرتش هیأتی مشاهده شده

                          که هیچ چشمی متعادل تر از آن ندیده است .»

    اللهم عجل لولیک الفرج  

                         اللهم عجل لولیک الفر ج  

                                      اللهم عجل لولیک الفر ج  


                       آمین یا رب العالمین  

 

نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 11:18 توسط _ نادر |

عید فطر

 

از خطبه های حضرت علی (ع) در یکی از اعیاد فطر:

ای مردم! این روز روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و

تبهکاران در آن مایوس و ناامید می گردند و این شباهتی زیاد به روز قیامتتان

دارد . پس با خا رج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید

خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوی پرودگار و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد

آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را. و با بازگشت به سوی منازل خود متذکر شوید

بازگشتتان را به سوی منازلتان د ر بهشت برین.

ای عاشقان عیدتان مبارک باد

 

نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 23:45 توسط _ نادر |

غم يار
سه عامل در نهضت مقدس امام حسين (ع)
باور نکن تنهاییت را
تصویر تبسم
سه چیز در زندگی
اول و آخر دنيا
از تو اي شادترين
دلم غبار آلود است
نمیاد!؟
با حسین (ع)